ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
دردهات همه چی رو از یادم برد. تموم دردها و کلافه گی هامو. شب عاشورا بود، جمعه پردرد. اولین بار بود که بردیمت بیرون هوایی تازه کنی و توتموم مدت خواب بودی. نزدیک ساعت 9 شب بود که تو ماشین با فریاد از خواب پریدی. چنان به خودت میپیچیدی که میترسیدم از دستم رها بشی. لرزش چونت چنان دلمو به درد میاورد که حس میکردم ثانیه ای بعد از ضربان میوفته. تاب دیدن اشک هات رو نداشتم. اول فکر کردم گشنته ولی اشتباه میکردم. دل درد دیوونت کرده بود و من مدام از خدا میخواستم که دردهات رو قسمت من کنه و تورو آروم. بند بند وجودم ناراحت ناآرومی هات بود و بدتر از همه که در تسکینش هیچ کاره بودم. اون شب تا صبح نخوابیدی و جیغ زدی و گریه کردی و من اون شب فهمیدم که مادر چه موجود عجیبی است! بهم گفتن این درد کولیکه و تا سه چهار ماهگی هر شب همینه و شب به شب هم بیشتر میشه! دلیلش هم اینه که سیستم گوارش نوزاد هنوز به تغذیه جدید عادت نداره! دنیا روی سرم آوار بود و بزرگترین غصم این بود که گفتن روزبه روز بیشتر میشه! من طاقت زجه های پر دردت رو نداشتم و اشک هات مثل سرب مذابی به وجودم میریخت. گفتن دردت با صدای جاروبرقی یا سشوار از یادت میره! یا اینکه ماشین سواری کنی و اگه هم درد سر ساعتش شروع نشه تو آروم میشی! در مورد صدای سشوار درست میگفتن. وقتی دردت کمتر بود صدای سشوار حواست رو پرت میکرد و میخوابیدی. علتش هم اینه که میگن تداعی کننده صدای شکم مادره برات عزیزدلم. تو رو تو آغوشم میفشردم جوری که گوشت روی قلبم باشه و سشوار رو روشن میکردم و تو کمی بعد مثل فرشته ای پاک آروم میشدی و میخوابیدی! البته وقتی دردت زیاد بود دیگه جواب نمیداد. جالب این بود که صدای ضبط شده سشوار بی تاثیر بود و تو اورجینال رو فقط میپسندیدی! اون شب سخت با تموم اشک و آه هاش سحر شد. ولی دل من شب سیاه بود و دلنگرانی شب های بعد دیوونم کرده بود!شام غریبان بود، شیر نذری رو پخش کردیم، شمع روشن کردیم و با بابا گفتیم تو ماشین دور بزنیم تا از ساعت شروع بگذره که شاید دردی شروع نشه که از بخت بد ما دزدگیر ماشین بازی درآورد و تو بیدار شدی و همون اشک ها و دردها. بابا عصبی شده بود و تند رانندگی میکرد و من فقط اشک میریختم و قربون صدقت میرفتم که به یکباره آروم شدی. درد تا دو ساعتی باز هم میومد ولی قبل از شدید شدنش با همون نق اول با سشوار آروم میشد! و خدا بخواد بعدش هم برطرف شد! و تا امروز که مینویسم برنگشته و من امیدوارم که دیگه اون شب هرگز و هرگز برنگرده!
دلنگرانی امروز من حلقه ختنه است که 9 روز گذشته و هنوز نیوفتاده! و تو که امروز نا آرومی و از صبح نخوابیدی! و من که میترسم نکنه حلقه اذیتت میکنه! البته بررسی کردم و به ظاهر عفونتی نداری. حال عمومی خودم خیلی بهتره ولی تو هنوز به شیر من رضایت نمیدی! حتی پس از ساعت ها خوردن شیر من، باز هم طلب شیر خشک میکنی و من نگرانم که بزرگتر شی و دیگه شیر منو نخوری! چون هم شیر خشک خوشمزه تره و هم خوردن شیر مادر برات زحمت داره! وقتی ولش میکنی صورت نازنینت خیس عرقه. فدای صورت خسته از شیر مادر خوردنت برم من.
در آخر میخوام بگم عاشقتم، به اندازه ستاره های آسمون، اندازه تموم خط خطی های دفترهای مشق بچه ها، قده تموم دنیا.
فدای اخمت بشم من.
سلام اجی خوبی خسته نباشی اجی میدونم اجی اشکالی نداره وا مگه میشه نخوابی اجی نویان که ۲۴ ساعته خوابه تو هم ۲ یا ۳ ساعت استراحت کن خستگیت در بره بهت حق میدم اجی بچه داری سخته ولی عین اب خوردنه یه روز از خواب بلند میشی میبینی پسرت ۱ ساله شده زمان در حال گذره اجی دیروز صبح که بارون میومد رفتم زیرش دعات کردم تا پسرت به شیرت عادت کنه و شیر خشکو نخوره ایشالله که دعام میگیره و تو هم از شیر خشک راحت میشی آمین یا رب العالمین
مرسی عزیزدلم خیلی محتاج دعاتم گلی
سلام اجی خوبی خسته نباشی اجی صبحت بخیر مشخصه نویان بدجور وقتتو پرکرده و به زور میتونی بیای نظرارو تایید کنی اجی واقعا سخته ادم باورکنه بچه هم شیر مادر میخوره هم شیر خشک عجب دورو رزمونه ای شده نسل جدید اومده
اجی چرا اپ نمیکنی وبتو وای وای عجب سوالی کردما
مگه میشه با وجود این اقا پسر اروم پست نذاشت اجی میدونی دلیل اینکه نویانت انقدر ارومه به خاطر اسمشه اخه هر بچه ای اینجوری اروم نیست بزار اجیم اذر بره سونو ببینم بچه اش پسره یا دختر خخخخخخخخ
سلام عزیزم واقعا نمیرسم بیام و بنویسم!!!! حتی فرصت نمیکنم بخوابم!!!
عزیزم اصلا قصد نصیحت ندارم من خودم خرداد زایمان کردم درکت میکنم مخصوصا برا شیر دادن تو رو خدا مثل من نشی من بچم به خاطر شیر خشک شیرم رو پس زد.مثل خود شما از شیر من سیر نمیشد یعنی تا شیر خشک نمیخورد اروم نمیشد و نمیخوابید.یه شب تا صبح بش شیر خشک ندادم بیست دفعه از خ اب بیدار میشد فقط شیر خودم را دادم بازم نمیخوابید هفت صبح شیر خشک دادم بعدش گرفت خوابید بعد کم کم شیر من رو نخواست در حالیکه خودم شیر داشتم لباسم خیس میشد ولی اون سینه ام رو دیگه نگرفت که نگرفت.خیلی خیلی غصه خوردم.الان هر کی رو در حال شیر دادن میبینم حسرت میخورم.درسته خودم کمتر خسته میشم و نمیخوام هی سینم رو دربیارم ولی از درون خیلی غصه میخورم.خواهرم این روزهای سخت همگی میگذرن حواست به سلامتی جسمت و بخیه هات باشه از خانوادت کمک بگیر امیدوار باش و بدون که تو تنها نیستی همگی مادرا این حالات رو تجربه کردن باید خدا رو شکر کنیم که خدا ما رو مادر کرد و فرزند سالمی رو به ما هدیه کرد بقیه مشکلات همگی به مرور کمتر میشن.ببخشید پرحرفی کردم .ندیده شما رو دوست دارم
سلام عزیزم. ممنون از راهنماییت . والا منم اصلا راضی به شیر خشک نیستم ولی نمیشه کاریش کرد. فعلا امیدم به اینه که هر دو رو بخوره! برام دعا کنین
سلام عزیزم واقعا خدا قوت.این دل دردا برا بچه های مختلف متفاوته.برا من از پایان یک ماهگی تا پاین دوماهگی اونم نه هر روز.نمیشه گفت حتما تا چهار ماهگی اینجوره.امیدوار باش ممکنه زودتر تموم بشه.عزیزم من درک میکنم هم خود بچه کلی اذیت میشه و بیتاب میشه هم تو خودت کلافه میشی واقعا حق داری که کم بیاری ولی خواهرم به خودت مسلط باش عزیزم بچه تو ماه سوم با محیط ارتباط برقرار میکنه یعنی درک داره از اطرافش و شما خیلی خیلی بهتر میتونی این حالتها رو کنترل کنی جوری که کمتر اذیت بشین.
کاش خدا به منم به بچه می دادکه دردشو به جونم میخریدم ...
ایشالا میده عزیزم
وااای اون لرزش چونه رو که نگو ..دلم تیکه تیکه میشه وقتی میکاییل اینجوری میکنه
تغذیه خودت و مراقب باش تا این کولیک راحتتر بگذره
محمد هم کولیک بود
سلام اجی خوبی متوجه شدم اجی این چه دکتریه الکی یه چیزی واسه خودش مینویسه
مبارک نسیم جون ماشا... چه نازه
ممنون
سلام مامانی.
نبینم ناراحتیتو.
عزیزم اکثر بچه ها این دل دردها رو دارن. خوب میشه. اصلا ناراحت نشو.
خدا پشت و پناه تو و نویان کوچولو باشه.
میدونم ولی چه میشه کرد! مادره دیگه! تحملش سخته
عزبزکم .نازی خوشگلم
مهدیار حلقه اش پنج روز بعد ختنه خودبخود افتاد. نه عزیزم ترشحی نداشت ولی مطمئنی که ترشحه؟!! حالا میبری پیش دکتر خیالت راحت میشه نگران نباش گلم
زنگ زدم مطب دکترش گفت نمیخواد بیاریش! طبیعیه! الان 80% افتاده!
اجی تو پست های قبلیت خوندم ۸ سال نازا بودی واقعا نازا بودی
نه عزیزم
دکتر برام الکی نوشت که بتونم سز کنم. از تاریخ عقدم حساب کرد. من 6 ماه منتظر نی نی بودم
نگران حلقه هم نباش ایشاالله میفته ولی ده روز بعد ختنه باید ببریش دکتر بررسی کنه چه افتاده باشه چه نه، اگه عفونت التهاب و خونریزی نداره دیگه نگرانی نداره گلم شاید زخمش هنوز نبسته
فداش بشم وروجک اخمو ی نازت رو
حدودا 60% ازش باز شده، ولی هنوز نیوفتاده! عصری میبرمش دکتر. یه ترشحات زردرنگی رو پوشکش دیدم که نگرانم کرده! مهدیار هم ترشح زرد داشت موقع افتادن حلقه؟!
عزیزدلم نسیم جونم فکر کن ببین اون روز چه ماده غذایی جدیدی خوردی شاید اون باعث دلدردش شده و نفخ پیدا کرده، حتما روزی دو استکان عرق نعنا بخور تا نفخ شیرت ازبین بره گلم البته خیلی از بچه ها کولیک نوزادی رو تجربه میکنن و هنوز علت اصلی و راهکار درمان قطعی شو پیدا نکردن و فقط باید باهاش ساخت و قلق آروم کردنش رو پیدا کرد، من تجربه ای در این زمینه ندارم فقط اینکه مهدیار رفلاکس معده داشت توی دوماهگی دکتر متوجه شد و شربت رانیتیدین داد که وقتی شربت رو براش شروع کردم خوبه خوب شد و علائم برطرف شدن
آخی بچم
نوزادها اکثرا کوچیک دارن که خیلی کلافه کنندس. ایشالا دل درد بره و برنگرده. بجاش چند ماه دیگه کلی براتون دلبری میکنه این روزها رو زود فراموش میکنی
ایشالا
سلام نسیم جان خوبی من الهه هستم عزیزم دوست اجی مرضیه از طریق وبلاگ اون با وبلاگت اشنا شدم


چه پسر قشنگی داری عزیزم خدا برات حفظش کنه پستاتو خوندم اجی تا اخرین پستی که گذاشتی خوندم یعنی به دنیا اومدن پسرت نویان
درکت میکنم اجی زردی داشت پسرت خداروشکر که زردیشم خوب شده عزیزم به مرور زمان به شیرت عادت میکنه همه اش که نمیتونه شیر خشک بخوره
اجی منم بارداره اجی اردیبهشت به دنیا میاد بچه اش اسفند ۹۳ ازدواج کرد اولین کسیه که تو فامیل زودتر حامله شده
خوش اومدی عزیزم. از آشنایی باهات خوشوقتم