ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
امروز 13 آبان و عاشورای حسینه و دلگیرتر از تموم عاشوراهای زندگیم
امروز شربت زعفرون نذر داشتم. موقع درست کردنش یه دنیا خدا و امام حسین و
حضرت ابوالفضل و ام ابنین و حضرت زینب و امام سجاد رو صدا زدم تا شاید
عاشورای سال دیگه فرشته کوچولومون تو بغلمون باشه.
خداااااااااااااااااااااایا گرمی نفس هاشو نصیبمون کن
خدایا تویی که همیشه کنارمون قدم زدی و تنهامون نذاشتی، اینبار هم انتظار رو از نگاهمون بگیر
با صدای نوحه ها دلم میخواد های های گریه کنم ولی به خاطر مهدی سعی میکنم خودمو کنترل کنم و همین کنترل سخت ترش میکنه.
یا ابوالفضل صدامو میشنوی!!!! یا ابوالفضل شفاعتم کن، دستم رو بگیر. دلم ابریه و چشمام بارونی. کمکم کن.
ای
خددددداااااااا یعنی میشه محرم سال بعد فرشته کوچولویی مهمون روز و شبامون
باشه!!!!! خدایا تو از حالم خبر داری. دستامو بگیر و فرشته زندگیمون رو تو
آغوشم بذار خدای مهربونم