سلام. امروز 28 سیکلمه و طبق نتیجه کیت تخمک گذاری امروز باید پری بیاد
این ماه دکتر بهم قرص دوفاستون داده بود که از 18 سیکلم، 2تا صبح و 2تا
شب، استفاده کنم، که دیشب تموم شد. تو اینترنت خوندم که چند روز بعد از
تموم شدن قرص های دوفاستون پری میاد!!!!!! بازم سردرگم شدم
نمیدونم کی باید منتظر پری باشم
چند روزی میشه که به شدت حالت های پری رو دارم و بعضی وقتا دل و کمرم درد میکنه
میدونم که جز صبر و توکل، کار دیگه ای ازم ساخته نیست. امید چندانی هم به این ماه ندارم
از این سردرگمی بدم میاد. این روزا یه وقتایی توهم بارداری میزنم و تو شکمم حسش میکنم
ولی زود به خودم میام و میگم با توهماتش دلخوش نباش که نبودش داغونت کنه 
دوستای خوبم برام دعا کنین. 
خدایا هیچ زنی رو با نداشتن بچه امتحان نکن، من که خیلی میترسم از این امتحانت سربلند بیرون نیام
خدایا در پناه خودت 
راستی یادم رفت بگم
دیشب اولین یلدایی بود که به نیت یه فرشته کوچولو فال حافظ گرفتم
یلداتون مبارک و روزهای سرد زمستونیتون گرم و لبریز از عشق
امروز هوا بارونیه و من عاشق بارونم. عاشق پاییز زرد و قرمز و نارنجی، عاشق برگ ریزون، عاشق بارون.
و چه زیباست پاییز.

دیروز اربعین بود و برای من دلگیرتر از سال های قبل.مامانم مثل هر سال
نذر شله زرد داشت. مادربزرگم پای دیگ بود و دعا میخوند و همه مون رو صدا
میکرد. با اینکه نمیدونه من منتظر بچه ام ولی از خدا برام بچه میخواست، به
حساب خودش الان دیگه ما باید بچه دار بشیم 
دوستای خوبم اگه قابل باشم، برای همه دعا کردم، برای همه منتظرا و همه مادرا.
وقتی شله زرد پخت، طبق رسم همیشه زعفرون روش ریختیم، زیر دیگ رو خاموش
کردیم و درش رو گذاشتیم. مادربزرگم میگفت باید 10 دقیقه ای ما دور دیگ
نباشیم و بعد درش رو برداریم. وقتی در دیگ رو برداشتیم روش "الله" افتاده
بود
مادربزرگم میگفت خیلی خوبه و یعنی حاجت روا میشین. اشک تو چشمام حلقه زده
بود و به زور خودم رو کنترل کردم. نمیدونم چرا ولی دلم میخواست با همه
وجودم حرف های مامانی رو باور کنم.گاهی اوقات با خودم میگم به خاطر کدوم
گناهم دارم اینجوری مجازات میشم
خدا جونم به حق همین روز عزیز، به مظلومیت امام حسین (ع) قسمت میدم این
انتظار رو کوتاه کن، دل همه منتظرا رو شاد و دامنمون رو سبز کن
سلام سلام
بنشین خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی است این ایام

امروز اولین برف زمستونی چند ساعتی شهرمون رو سفید کرد. من عاشق برف و
برف بازیم. چنان بارش برف از خود بیخودم کرده بود که مدام به مهدی میگفتم
وایییی برففففف
یادش به خیر قدیما کل زمستون برف میومد و همیشه با مامان بابا و آبجیا
میرفتیم برف بازی. وقتی میومدیم خونه دست و پاهامونو جلو بخاری میگرفتیم و
گریه میکردیم بس که سوزن سوزن میشدن و درد میکردن. ولی بازم توبه نمیکردیم و
برف بعدی دوباره روز از نو روزی از نو
با مامان تو حیاط آدم برفی درست میکردیم و روزها از پشت پنجره نگاش میکردیم و باهاش حرف میزدیم. یادش بخیر.

یه سال هم برف اونقدر اومده بود که قدم میزدیم تا نزدیکای زانو تو برف
فرو میرفتیم و هنوز هم بند نیومده بود و میبارید. دوره عشق و عاشقی های منو
مهدی بود. یادش بخیر یه مسیر 1 ساعته رو پیاده رفتیم و اصلا احساس سرما
نکردیم، بمونه که فرداش هر دو مریض شدیم
یادش بخیر.اون روزا مثل یه نگینی تو خاطرات ما میدرخشه.
الان چند سالی هست که تو کل زمستون یکی دوبار بیشتر برف نمیاد و حتی نمیشینه
خدایا آسمون شهرم رو پاک و پر از دونه های سفبد برف کن 

سلام، برای ادامه درمان، طبق دستور پزشکم دوشنبه شب (14 سیکلم ) اقدام
کردم و صبح رفتم مطب(کیت تخمکگذاری هم مثبت شد).دکتر گفت ترشحات زنانه ات
کمه!!! من متوجه منظورش نشدم.گفت رحمت خشکه!!!! دستگاه معاینه رو خارج کرد و
گفت ببین، دیشب اقدام داشتی، باید دستگاه خیس باشه
و دستگاه خشک و تمیز بود
گفت از ماه بعد واسش بهت دارو میدم
دکتر از ترشحات رحمم برداشت و زیر میکروسکوپ نگاه کرد، ازش پرسیدم اسپرم
وارد شده یا نه؟ گفت کارت به این کارا نباشه!!!! فکر میکنم وارد نشده بود و
خواست روحیه ام خراب نشه!!!! بهم گفت تا 20 سیکلم اقدام کنم. گفت هم وضع
خودت و هم شوهرت خوبه، فقط یه کمی عفونت تو ترشحاتت هست که با دارو برطرف
میشه.بهم کپسول داکسی سیکلین داد که روزی دو تا خودم و همسرم بخوریم،
ویتامین E هم داد که خودم و همسرم روزی یکی بخوریم، و قرص duphaston که گفت
از 18 سیکلم دو تا صبح بخورم دوتا شب. نمیدونم این قرص duphaston واسه
چیه.آخرش هم گفت پری اومد یا نیومد خبرم کن
این روزا مدام دارم قرص و کپسول میخورم. شکمم پر از دارو شده. همش باید مواظب باشم که کدومو کی بخورم. یه جورایی خسته شدم
همش با خودم میگم اینبار که برم دکتر دیگه مشکلی ندارم ولی باز هم یه چیزی هست، عفونت، کم بودن ترشحات زنانه...
کسی میدونه کم بودن ترشحات زنانه یعنی چی؟!! اینم واسه بارداری مشکل ایجاد میکنه؟
خدا جونم منو ببخش اگه گاهی اوقات ازت دلگیر میشم و گله میکنم. خودت خوب میدونی که من چه آدم عجولی بودم
کمکم کن خدا جون و بهم تحمل بده 